در مبحث واژگان اين كلمه انسان را به ياد بي
نظمي مي اندازد . به ياد حالتي كه هيچ چيز بر سر جاي خود نباشد ، اما آيا
واقعاً چنين است؟

نظر بدل آشوب به شاخه اي از رياضيات و فيزيك
گفته مي شود كه مرتبط با سيستمهايي است كه ديناميك آنها در برابر تغيير
مقادير اوليه ، رفتار بسيار حساسي نشان مي دهد . به طوري كه رفتارهاي
آينده آنها ديگر قابل پيش بيني نمي باشد به اين سيستم ها ، سيستمهاي
آشوبي گفته مي شود ، كه از نوع سيستم هاي غيرخطي ديناميكي هستند و بهترين
مثال براي آنها اثر پروانداي ، جريانات هوايي مي باشد .
اين نظريه گسترش خود را بيشتر مديون كارهاي
ادوارد لورنتس ، هانري پوانكاره بنديت مندلبروت و ميشل فايگن باوم مي باشد
پوانكاره اولين كسي بود كه اثبات كرد مساله سه جرم ( به عنوان مثال:
خورشيد، زمين ،ماه ) مساله اي آشوبي و غيرقابل حل است . شاخه اي ديگر از
نظريه آشوب كه در مكانيك كوانتومي به كار ميرود، آشوب كوانتومي نام دارد
گفته مي شود كه پيرلايلاس و عمر خيام قبل از پيونكاره به اين پديده پي
برده بودند .
مطالعه در مورد اين نظريه در حقيقت از
مطالعات هواشناسي شروع شد . چندي از دانشمندان هواشناسي مشغول مطالعه در
مورد شرايط جوي و تاثير موارد مختلف بر هواي جهان و منطقه بودند، آنان به
مدت 2 سال مشغول مطالعه هواي يك منطقه خاص، داراي آب و هواي نسبتاً بي
تغيير و كاملاً معتول بودند و تمامي تغييرات را ثبت مي كردند . يك دستگاه
ثبت نمودار تغييرات جوي هر روز راس ساعت شش صبح روشن مي شد و نمودار
تغييرات تا شش عصر را ثبت مي كرد.